تا حالا شده هزینهای در یکی از شاخههای دیجیتال مارکتینگ مثل طراحی سایت، سئو سایت یا هر شاخهی دیگری بکنید اما از آن نتیجهای نگیرید؟ متأسفانه این تجربهی مشترک بسیاری از افرادی است که بدون داشتن اطلاعات کافی، به این زمینه وارد میشوند اما خیلی زود بهخاطر اینکه نتیجهای دریافت نمیکنند، دلسرد میشوند و نسبت به این حوزه هم بدبین میشوند. ما با «علی بهنیا»، بنیانگذار و مدیرعامل آژانس بازاریابی اسمارتیز به آدرس اینترنتی www.esmartiz.com گفتگو کردیم. نتیجهی این گفتگو میتواند ابهامات بسیاری از افراد را در این خصوص رفع کند؛ حتماً تا انتها این مطلب را دنبال کنید.
بدون پرده، آیا دیجیتال مارکتینگ واقعاً مهم است؟
اولین سؤالی که پاسخ دقیق و غیرتجاری به آن اهمیت زیادی دارد، این است که آیا دیجیتال مارکتینگ مهم است؟ آیا بدون دیجیتال مارکتینگ نمیتوان به موفقیت دست پیدا کرد؟ و اینکه آیا دیجیتال مارکتینگ برای همهی کسب و کارها مفید است یا نه؟
اگر بخواهیم با یک نگاه واقع بینانه به مسئله نگاه کنیم، اینطور میتوانیم بگوییم که فارغ از هر مسئلهی دیگر مثل بودجهبندی و … دیجیتال مارکتینگ میتواند با ترکیب با شاخههای دیگر بازاریابی و تبلیغات و همچنین استراتژیهای کسب و کار، برای تقریباً همهی بیزینسها موفقیتآمیز باشد. دقت کنید که ما در اینجا پیشفرض را روی این مسئله گذاشتیم که بدون توجه به مسائل دیگر، دیجیتال مارکتینگ میتواند برای همهی کسب و کارها مفید باشد.
در قسمتهای دیگر، در مورد مسائلی که این قاعده را بر هم میزند صحبت میکنیم.
انتخاب شاخهی مناسب دیجیتال مارکتینگ
مسئلهی مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم، شاخههای دیجیتال مارکتینگ مناسب برای کسب و کار ما است. در سال ۲۰۲۵، شاخههای بسیار متنوعی از دیجیتال مارکتینگ وجود دارد و قاعدتاً همهی آنها برای همهی کسب و کارها ممکن است بازخورد نداشته باشد. یا حداقل اینکه بر اساس تئوریهای علم مدیریت و استراتژیهای مارکتینگ، ممکن است ما بودجهی کافی برای ورود همزمان به همهی این حوزهها را نداشته باشیم.
بهعنوان نمونه، یکی از شاخههایی که اگر چه برای بعضی از بیزینسها واقعاً مهم است اما شاید برای شروع کار برخی دیگر از شاخههای کسب و کارها لازم نباشد، ایمیل مارکتینگ است. ایمیل مارکتینگ علیرغم تصوری که در بسیاری از افراد وجود دارد، همچنان یکی از قدرتمندترین شاخههای دیجیتال مارکتینگ است. با این حال میتوان استارت آن را از زمانی زد که شما یک دیتابیس واقعی از ایمیل مشتریانتان داشته باشید.
حالا سؤالی که ممکن است ایجاد شود این است که با این توضیحات، کدام شاخههای دیجیتال مارکتینگ برای شروع مناسبتر است؟ با اطمینان بالایی میتوان گفت طراحی وب سایت، سئو و همچنین سوشال مارکتینگ یا همان شبکههای اجتماعی جزو حوزههایی هستند که از همان ابتدا میتوانید کار روی آنها را شروع کنید.
چرا سئو جواب نمیدهد؟
یکی دیگر از مسائلی که سبب دلسردی صاحبین کسب و کارها از دیجیتال مارکتینگ میشود، زمانی است که باید برای سئوی سایت در نظر بگیرند؛ البته با فرض اینکه تمام ساختارهای لازم، روی خود سایت بهدرستی انجام شده باشد و بعد از آن، استراتژی مناسبی هم برای سئو سایت در نظر گرفته شده باشد.
با توجه به اینکه این موضوع جزو مسائل و سؤالات پرتکرار بود، از علی بهنیا خواستیم تا آن را بیشتر توضیح دهد. نکته اینجاست که ما در دنیای بهشدت رقابتی از نظر سئو زندگی میکنیم. شاید اگر الان سال ۱۳۸۵ بود، اصلاً نیازی به تلاش و هزینهی زیاد در حوزهی سئو نداشتیم؛ اما الان واقعاً موضوع فرق میکند. الان دیگر حتی در مورد خرید محصولات با عمر بسیار کم مانند بستنی هم رقابت تقریباً شدید است! همهی صنایع الان دیگر در حوزهی سئو وارد عمل شدهاند. خود این موضوع دو حقیقت را بیان میکند:
- دیجیتال مارکتینگ با همهی سختیهایی که دارد، همچنان گزینهی اول تبلیغات است.
- همهی کسب و کارها الان دیگر رقبایی دارند که در دیجیتال مارکتینگ باید با آنها رقابت کنند.
بنابراین استراتژی سئو بسیار مهم میشود. همانطور که شما نمیتوانید بدون استراتژی در یک بازی فوتبال برنده شوید، نمیتوانید در سئو هم برنده شوید. نکتهی بسیار مهم در سئو این است که هم رقبایتان را تحلیل کنید و دقیقاً مثل یک مربی فوتبال، از نقاط ضعف رقبایتان استفاده کنید تا بتوانید جایگاههای بهتری را در گوگل کسب کنید. این مهمترین دلیلی است که باعث میشود شما از سئو نتیجه نگیرید. چون استراتژی درستی ندارید و متأسفانه همچنان این تصور وجود دارد که اگر چند مقاله روی وب سایت منتشر کنیم، لزوماً باید به ترافیک بسیار بالایی روی سایت خود برسیم.
انتظارات کسب و کارها تا چه اندازه واقعی است؟
به این سؤال که رسیدیم، یک سکوت چند ثانیهای در جلسه حکمفرما شد! علی اینطور ادامه داد که: «من فکر نمیکنم هیچ کسب و کاری و هیچ مدیری، انتظارات غیرواقعی از دیجیتال مارکتینگ داشته باشد!» و بعد توضیح داد که این بعضی از دیجیتال مارکترها هستند که انتظارات را غیرواقعی میکنند. یعنی برای اهداف مختلف که نیازی نیست خیلی در مورد این اهداف توضیح دهیم، شروع به رؤیافروشی به صاحبین کسب و کار میکنند. یعنی مثلاً میگویند که کافی است یک سایت راهاندازی کنید تا به درآمدهای بالا برسید؛ در صورتیکه خود ما هم میدانیم راهاندازی سایت بدون هیچ کار دیگری روی سئو و برندینگ، نمیتواند حتی ترافیک ورودی به وب سایت را تضمین کند؛ چه برسد به اینکه تضمین درآمد به شما بدهد.
اگر بخواهیم با دیدی واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم، باید به قسمت قبلی برگردیم؛ یعنی همانجا که در مورد رقبا توضیح دادیم و گفتیم که همین حالا در هر کسب و کاری هم که باشید، چندین رقیب دارید که باید با آنها رقابت کنید. ضمن اینکه آنها قبل از شما مسابقه را آغاز کردهاند و حالا کار شما سختتر از قبل هم شده است.
دنیای سئو، ابداً دنیای منصفانهای نیست! همه چیز حول قضیهی پول میچرخد و هر کس هم به شما میگوید که بدون پول میتوانید سئوی سایت خودتان را بهبود بدهید، در شرایط فعلی یا نسبت به این حوزه کاملاً ناآشناست یا اینکه باز هم در حال رؤیافروشی است! واقعیت مسئله این است که حتی سئو هم بر خلاف آنچه که خود گوگل در برخی موارد میگوید، دنیای رقابت سالمی نیست. شما کمتر متخصص سئویی را پیدا میکنید که صرفاً با استفاده از تکنیکهای کلاه سفید، به نتیجه رسیده باشد. بنابراین شما قطعاً باید بعضی از قوانین گوگل را دور بزنید و البته که این دور زدن باید طوری باشد که نه از حد بگذرد و نه خود گوگل متوجه شود. بهعبارت دیگر شما باید از تکنیکهای کلاه خاکستری استفاده کنید و این روش هم برای شما هزینه دارد.
ضمن اینکه دیجیتال مارکتینگ مایکروفر نیست! دیدگاه زودبازده بودن را باید از ذهن خود حذف کنید. هر کاری پروسهای دارد و تا این پروسه انجام نشود نمیتوانید به هدف خود دست پیدا کنید.
حالا بهتر میتوانیم سؤال اصلی قسمت قبلی را توضیح دهیم: اینکه چرا سئو جواب نمیدهد؟ علی بهنیا اشاره میکند که در بررسیها خود در آژانس بازاریابی اسمارتیز به این نتیجه رسیده است که نتیجه ندادن سئو به یک یا چند مورد از دلایل زیر اتفاق میافتد:
- زیرساختهای سایت برای سئو بهینه نشده است
- استراتژی مناسبی از طرف متخصص سئو تدوین نشده است
- از تکنیکهای کلاه سیاه برای نتیجهگیری استفاده شده است
- از محتوای بیکیفیت روی سایت استفاده شده است
- بودجهی کافی برای سئو در نظر گرفته نشده است
- زمان لازم برای دیدن اثرات سئو در نظر گرفته نشده است
- متخصص سئو یک متخصص واقعی و خبره نیست
آیا سئو لزوماً منجر به درآمد میشود؟
سؤال دیگری که معمولاً صاحبین کسب و کار میپرسند این است که آیا سئو و هزینهای که میکنند، آیا حتماً به درآمد منجر میشود؟ پاسخی که در آژانس بازاریابی اسمارتیز در پاسخ به این سؤال داده میشود این است که هیچ تضمینی در دنیای دیجیتال مارکتینگ وجود ندارد! این جمله اگر چه برای بسیاری از افراد دردناک است، اما یک واقعیت تلخ است! واقعیت این است که سئو را در بهترین حالت فقط میتوان بهعنوان یکی از اصلیترین و مؤثرترین ابزارهای مارکتینگ در نظر گرفت و بعد از آن، این هنر کسب و کار است که با مشتری به چه صورت رفتار کند تا بتواند او را به مشتری و مهمتر از آن، به یک مشتری وفادار تبدیل کند.
بهعنوان مثال ممکن است یک نفر از طریق سئو برای خرید یک تخته فرش به وب سایت شما مراجعه کند. در صورتیکه این تخته فرش در بازار با قیمت فرضی ۲۰ میلیوتن تومان به فروش برسد اما شما مبلغ را ۴۰ میلیون تومان قرار داده باشید، آیا انتظار اینکه خرید صورت بگیرد، انتظار معقولی است؟ دقت کنید که در این حالت، سئو کار خود را به درستی انجام داده است و مخاطب را به تیم فروش تحویل داده است، اما از اینجا به بعد واقعاً سئو کاری نمیتواند انجام دهد.
بنابراین یکی دیگر از مواردی که صاحبین کسب و کار در استانداردسازی انتظارات خود باید انجام دهند، مسئلهی فروش و روابط عمومی است. با توجه به اینکه بسیاری از کسب و کارها در این زمینه نیز مشکلاتی دارند، آژانس بازاریابی اسمارتیز خدمات مشاوره کسب و کار را نیز در لیست خدمات خود قرار داده است تا به کسب و کارها برای فروش و درآمدهای بیشتر، کمک کند.
سخن پایانی
ما تقریباً دو ساعت با علی بهنیا مدیرعامل و بنیانگذار آژانس بازاریابی اسمارتیز گفتگو کردیم. علی بهنیا که دانشآموختهی رشتهی مدیریت کسب و کار از دانشگاه اصفهان است، از تجارب خود برایمان گفت و ما هم تلاش کردیم تا سؤالات پرتکرار مخاطبان را بپرسیم. خلاصهی این گفتگوی دو ساعته، در این مطلب ارائه شده است که امیدواریم برای شما سودمند بوده باشد.